*شخصیت از دیدگاه روانشناسی* (قسمت پنجم)

*شخصیت از دیدگاه روانشناسی*
(قسمت پنجم)
ارزیابی شخصیت و چگونگی آن
قبل از هر چیزی باید مفهوم ارزیابی شخصیت را بررسی کنیم، در ارزیابی چه مسایلی بیشتر مد نظر قرار میگیرد؟ اساسا خود ارزیابی چگونه شکل میگیرد و از چه شیوه ایی استفاده می کند؟ صحت و ارزش آن به عنوان یک مقیاس چقدر می باشد؟ کدام روش و شیوه از مقیاس بالاتری برخوردار است؟ آیا می شود مقیاس های ارزیابی را بر تمام افراد جامعه بطور یکسان تعمیم داده و نتیجه گیری کرد؟ و به زبان ساده تر متدها و روش های ارزیابی برای تمام افراد جامعه یکسان است؟ تا چه اندازه در این ارزیابی ها به متغیرهایی مانند شرایط فرهنگی، باورهای دینی و اعتقادی، فاصله ی طبقاتی، شرایط اقلیمی، تفاوت های جنسیتی و سنی و...بذل توجه شده است؟
از ارزیابی یا همان مقیاس سنجش که بگذریم مفهوم شخصیت ابهام بیشتری را در ذهن ایجاد می نماید.!! شخصیت چیست و چه معنایی دارد؟ به چه چیز شخصیت اطلاق می شود؟ قرار است چه فاکتورهایی از شخصیت ارزیابی شود؟ حاصل ارزیابی چند فاکتور از شخصیت، به چه میزان قابل استناد است و چند درصد از زوایای شخصیت فرد را تبیین و تشریح می کند؟ نتیجه بررسی شخصیت یک فرد مربوط یه زمان حال اوست یا شامل زمان گذشته و یا آینده ی فرد هم می شود؟ در واقع نتیجه ی ارزیابی یک فرد، به چه میزان همگونی و همسویی با آینده و گذشته ی این فرد دارد؟ و...
از همه ی این سوالات که بگذریم نکته ی قابل تامل دیگر در واقع شخص ارزیاب می باشد، کسیکه این ارزیابی را می خواهد انجام بدهد، در چه شرایطی قرار دارد؟ پیش درآمدها و تصویر ذهنی او چگونه است؟ بعنوان یک متغیر چقدر نقش در نتیجه ی آزمون دارد و یا می تواند داشته باشد.؟
با توجه به نکات فوق الذکر، بحثمان را در خصوص ارزیابی شخصیت پی می گیریم.
همانطور که قبلا در مبحث تعریف شخصیت اشاره کردیم، شخصیت عبارتست از الگوی نسبتا پایدار صفات(traits)، گرایشها و یا ویژگیهایی که تا اندازهای به رفتار فرد دوام میبخشد. در واقع ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند و جزو تفاوت های فردی شخص محسوب می شود.
گر چه روانشناسان در باب شخصیت به یک تعریف جامعی نرسیدند اما بطور کلی ما باید از شخصیت یک دیدگاه یکپارچه ارایه بدهیم تا بتواند همسانی در گذر زمان، همسانی در موقعیت ها و نیز همسانی با وجود تفاوت های فردی، داشته باشد.
ارزیابی در بین افراد جامعه همواره وجود داشته و دارد و معمولا ما دیگران را در غالب جملاتی - مانند فلانی چقدر مهربان است، نترس و زرنگ است، و یا برعکس، کودن و عقب مانده است، پرخاشگر و بی ادب است- قضاوت و ارزیابی می کنیم و نوعا این ارزیابی ها نشات گرفته ازرفتارهای غالبی افراد است. این گفته ها وقتی ارزشمند می شود که به حقیقت نزدیک باشد! برای رسیدن یه یک ارزیابی دقیق و واقعی تر باید یکسری قوانین و رویکردهای علمی و تجربی لحاظ شود تا دامنه ی خطا به حداقل برسد.
برای این منظور دانشمندان روانشناس ابزارهایی جهت ارزیابی شخصیت ارایه کردند که در طول زمان، راهبردی تر، علمی تر و عینی تر گردید.
بطور کلی ارزیابی شخصیت در 3 حوزه کاربرد بیشتری دارد.
1- حوزه ی بالینی (ارزیابی مثلا یک رفتار یا اختلال دریک جامعه بلحاظ آماری و تطبیق آن با جامعه ی دیگر)
2- حوزه ی تحقیقی (تحقیق درخود شخصیت و آزمون های روان شناختی)
3- حوزه ی استخدامی (جهت استخدام افراد در سازمان ها)
روش های سنجش شخصیت
1- روش مشاهده
از طریق مشاهده ی رفتار می توان به سنجش و ارزیابی افراد مورد نظر پرداخت. اگر در این ارزیابی چندین نفر نظر یکسانی در یک طول زمانی ارائه دهند این ارزیابی معتبر است. مشاهده عبارت از دیدن رفتار و ثبت دقیق آن به گونه ای که رخ داده است. در این رابطه باید از واژه های کلی و غیر دقیق مانند تنبل، نامنظم، سر به هوا و..، دوری کرد و رفتار را آن گونه که هست بی کم و کاست گزارش کرد.
2- روش مصاحبه (پدیدارشناختی)
در واقع مصاحبه عبارت از یک رشته پرسش و پاسخی است که مصاحبه گر به یاری آنها به حقایقی درباره ی مصاحبه شونده دست می یابد. در این ارزشیابی مصاحبه گر ارتباطهای کلامی و غیر کلامی مصاحبه شونده را در نظر می گیرد. امروزه بیشتر شرکتها و مؤسسه ها برای گزینش افراد از این شیوه بهره می گیرند. فروید نخستین کسی است که فن مُصاحبه را برای سنجش شخصیت به کار برد. او با بیماران خود به گفت و شنودهای طولانی می نشست و به پاسخهایی که به پرسشهای او می دادند توجه می کرد و از این راه هم به بیماری و هم به زمینه ی شخصیت آنها پی می برد.
3- پرسشنامه ایی(آزمونهای عینی- مبتنی بر صفات)
در این روش بوسیله ی پرسشنامه، صفات، علایق و ابعاد مختلف شخصیت سنجیده می شود و به آن آزمونهای کاغذ مدادی نیز گقته می شود. در این پرسشنامه ها از فرد خواسته می شود موردی را علامت بزنند که به ویژگیهای شخصیتی اونزدیکتر باشد.
لازم به بیان است که یک آزمون ارزشمند باید دارای سه ویژگی باشد.
1- پایایی (ثبات) validity ثبات و همسانی نمرههای آزمون در طول زمان را گویند. کسب دو نمره متفاوت در اجرای مجدد یک آزمون، نشانه بیثباتی آزمون است و به همین دلیل، چنین آزمونی را نمیتوان با اطمینان برای ارزیابی شخصیت بکار برد.
2- روایی (اعتبار) reliability به این موضوع اشاره دارد که آیا آزمون دقیقا همان چیزی را میسنجد که برای اندازهگیری آن ساخته شده است؟ آیا یک آزمون هوش، واقعا هوش را میسنجد؟ اگر یک آزمون، چیزی را که برای سنجش آن طراحی شده است اندازهگیری نکند، فاقد اعتبار است و در نتیجه نمیتوان نتایج آن را برای پیشبینی رفتار بکار بست.
3- هنجاریابی standardization ثبات موقعیتها و روشها برای ایجاد یک آزمون را گویند و به معنی همسانی در شرایط و روش اجرای یک آزمون یا هر وسیله ارزیابی دیگر است.
یکی از تست های مشهور این روش، پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا (MMPI) می باشد، که انشالله در آینده ی نزدیک مفصلا به آن خواهیم پرداخت.
بسیاری از آزمونهایی که توسط افراد سودجو و فرصت طلب ساخته یا منتشر می شوند فاقد این سه ویژگی ضروری هستند. به این جهت لازم است به نتایج این گونه آزمونها به دیده ی شک و تردید نگریست.
4- آزمون های فرافکن(روش های روان پویشی)
بطور کلی این آزمون ها به 3 روش انجام می شود:
1- در این روش تصاویر مبهم و یا شکل های خاصی را به آزمودنی (آزمایش شونده) نشان می دهند و از وی می خواهند با توجه به برداشت خود درباره ی تک نک آن تصاویر، داستانی را بیان نماید.
2- در بعضی از آزمون های فرافکن آزمودنیها به وسیله ی نقاشی، داستان نویسی یا تکمیل جمله ها احساس و اندیشه خود را بیان می کنند، مانند اینکه بگویند: «به عقیده ی من...» یا «فکر می کنم دیگران...».
3-در بعضی دیگر از این آزمونها، آزمودنی نسبت به شکل هایی که لکه های مرکب یا جوهر به وجود می آورند اظهار نظر کرده و تمامی برداشت هایش از این تصاویر مبهم، بررسی، تحلیل و تفسیر می شود.
در این روش آزمودنیها، ویژگیهای شخصیتی خود را در محرک های مبهم منعکس می سازند پس در واقع این پاسخها بازتابی از جنبه های ناهشیار شخصیت هستند که نمی توان آنها را از روش پرسشنامه ایی به دست آورد.
مولانا در داستان معروف فیلی در تاریکی دقیقا نوعی از فرافکنی را در اشعارش بیان می کند که در طی آن افرادی در تاریکی قسمت های مختلفی از اندام یک فیل را لمس می کنند و مطابق آنچه که در ذهنشان بواسطه ی آن لمس ایجاد شده، فرافکنی کرده و هر کدام استنباط خود را از آن حیوان مطرح می نمایند و روشن است که هیچکدام مطابق با واقع نخواهد بود، به این رفتار روان پویشی، فرافکنی گفته می شود.
از جمله تست های مشهور و کاربردی در این روش، آزمون اندریافت موضوع (TAT) می باشد که در طی آن رواندرمانگر تعدادی ازعکس های این تست را انتخاب کرده و به آزمودنی نشان می دهد و از وی میخواهد در مورد آن تصویر داستانی را به میل خودش مطرح نماید.
یکی دیگر از تست های مشهور و استاندارد جهانی تست رورشاخ می باشد آزمون رورشاخ که توسط روانپزشک سوئیسی هرمان روشاخ در دهه ۱۹۲۰ ساخته شد شامل ده کارت است که روی هر یک طرح نسبتاً پیچیدهای از لکهٔ مرکب نقش بسته است، که انشالله هر دو تست درکلاس های عملی تجزیه و تحلیل خواهد شد.
عده ایی از روانشناسان روش های ارزیابی را به گونه ایی دیگر تلقی کردند و در واقع محدوده ی آنرا توسعه دادند، مهمترین روش ها از منظر ایشان به این شرح است:
مهمترین روش ها
مشاهده
مصاحبه
بیوگرافی و تاریخچه فردی
روش های تطبیقی ( مطالعات طولی و عرضی)
روش های فرا فکنی
روش های بیانی ( پائولف ، کرچمر، شلدن )
روش های ژنتیکی ، ژن ها و انتقال خصوصیات ژنتیکی مانند هوش
روش های تحلیل عاملی ( گیلفورد، کتل ، آزنیک و ... )
روش های تحولی ( روش گزل )
روش ریخت شناسی و صفت شناسی ( آلپورت و بنگ آرنن در آلمان )
روش های جامعه سنجی
آزمون ها
پرسشنامه ( گروسی ، 1378 ).
اما عده ایی دیگر از محققان روانشناس، در خصوص روش های سنجش شخصیت، تقسیم دیگری را ارایه و طرح کردند.
آنها معتقدند ما در حال حاضر با دو دسته از روش های سنجش شخصیت روبرو هستیم
1-عینی (objective) شامل انواع آزمون ، پرسشنامه و ...
2-ذهنی (subjective) بر مبنای طرز تفکر ساخته شده اند مانند تست های فرافکن
- ۰ نظر
- ۰۹ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۸:۴۴
- ۱۰۱ نمایش