شخصیت از دیدگاه روانشناسی(قسمت دوم)
واحد درسی: شخصیت 2
*شخصیت از دیدگاه روانشناسی*
(قسمت دوم)
چگونگی شکل گیری شخصیت
نوزاد همراه با یک رشته ظرفیتهای:
بالفعل
و بالقوه
به دنیا میآید.
خصوصیات جسمانی مانند رنگ چشم و رنگ مو. ریخت بدنی و شکل بینی انسان اساساً در هنگام بسته شدن نطفه تعیین میشود.
هوش و بعضی استعدادهای خاص مانند استعداد موسیقی و هنر و نیز تا حدی به وراثت بستگی دارد. شواهد روزافزون نشان میدهد که ممکن است تفاوتهای آدمیان از لحاظ پاسخدهی هیجانی امری فطری باشد.
در یکی از مطالعاتی که با نوزادان کمی بعد از تولد آنان صورت گرفته، از لحاظ خصوصیاتی مانند:
میزان فعالیت،
فراخنای توجه،
سازگاری با تغییرات محیط،
و خلق و خوی کلی،
تفاوتهای پایائی بین آنان دیده شد.
ممکن است نوزادی طبعاً فعال بوده، توجهش بهآسانی از امری منحرف شود و مایل به پذیرش اشیاء و افراد جدید باشد.
یک نوزاد دیگر ممکن است اغلب اوقات ساکت بوده، در انجام فعالیتها تمرکز زیاد نشان دهد. و او هر وضع جدید هراسان شود.
این خصوصیات آغازین خلق و مو در بسیاری از کودکان که به مدت بیست سال رشد آنان مورد مطالعه پیگر قرار داشت، پایدار مانده است (توماس ـ Thomas و چس ـ Chess، ۱۹۷۷)
واکنش اولیاء در برابر کودکانی که خصوصیات متفاوتی دارند فرق دارد. به این ترتیب فرآیند دوسویهای شروع میشود که ممکن است تشدید بعضی خصوصیات هنگام تولد گردد.
برای مثال در آغوش گرفتن نوزادی که با این کار به گریه خود پایان داده و خود را به شخص میچسباند. خوشایندتر است تا به آغوش گرفتن نوزادی که در این حال بدنش را سفت میکند، سرش را بر میگرداند و از گربه باز نمیایستد.
در نتیجه
نوزادی که در آعوش دیگران راحتتر است بیشتر بغل میشود تا نوزادی که چنین رفتاری ندارد.
به این ترتیب زمینههای رفتاری اولیه نوزاد توسط پاسخهای او تقویت میشود.
نوزادان در برابر یک محیط واکنشهای متفاوتی نشان میدهند.
زمینههای زیستی که شخص با خود به دنیا میآورد بر اثر تجارب دوران رشد شکل میگیرند. بعضی از این تجارب مشترک هستند و اغلب افرادی که در یک فرهنگ یا یک گروه خاص فرهنگی، پرورش مییابند در آنها سهیم هستند. دسته دیگری از تجارب، مختص فرد هستند.
1- تجربههای مشترک
همه خانوادههائی که در یک فرهنگ معین زندگی میکنند عقاید و آداب و ارزشهای مشترکی دارند. کودک هنگام رشد، رفتارهائی را میآموزد که فرهنگ او انتظار دارد.
یکی از این انتظارات مربوط به نقش جنسی است.
در اکثر فرهنگها رفتارهائی که مردم از مردها انتظار دارند با رفتارهائی که از زنها انتظار دارند متفاوت است. ممکن است در فرهنگهای مختلف نقشهای جنسی متفاوت باشند، لیکن در هر فرهنگی به صرف دختر یا پسر بودن، یک دسته از تفاوتهای شخصیتی قابل پیشبینی، طبیعی بهشمار میآید.
ارزشهای اخلاقی،
معیارهای پاکیزگی،
پوشاک
و مفهوم موفقیت
دیدگاه ویژهای دارند.
تمام پسرها انتظار میرود که (در مقایسه با دخترها) خصوصیات شخصیتی خاصی از خود نشان دهند،
لیکن از پسری نیز که در محله محروم شهر پرورش یافته انتظار میرود که رفتارش از بعضی جهات با پسری که در طبقه متوسط حومه شهر رشد کرده متفاوت باشد.
انتخاب بعضی نقشها، و از آن جمله شغل، در اختیار خود ما است.
ولی این نقشها نیز تحتتأثیر معیارهای فرهنگی شکل میگیرند. از پزشکان، رانندههای کامیون، ستارههای موسیقی راک و خوانندههای اپرا رفتارهای متفاوتی انتظار میرود. الگوهای قالبی شغلی در سالهای اخیر به مراتب کمتر شده است؛ در این راه بزرگترین تغییری که حاصل شده در زمینه نقش جنسی بوده است.
اینک از دیدن زنانی که راننده تاکسی یا مأمور تعمیر تلفن یا کارگر ساختمان هستند، و یا مردانی که منشی، پرستار یا تلفنچی هستند تعجب نمیکنیم، در شیوههای لباس پوشیدن و آراستن ظاهر انعطافپذیری بیشتری پدید آمده است. در بازی فوتبال مردان، بازیکنانی را میتوان دید که موهای بلندشان از زیرکلاهشان نمایان است. همچنین برخی پزشکان و وکلای دادگستری را با ریش و تسبیح و برخی ستارههای اپرا را با شلوار جین میبینیم. با این همه، مردم هنگامی در شغل خود احساس راحتی میکنند که رفتارشان مانند دیگر افراد آن شغل و حرفه باشد.
تا آنجا که رفتار بزرگسالان با نقشهای شغلی و اجتماعی آنان همنوا باشد رفتارشان قابل پیشبینی است. مثلاً ما بهطور کلی میدانیم که در یک مهمانی رسمی، تظاهرات سیاسی، بازی فوتبال و یا مجلس ترحیم مردم چگونه رفتار میکنند.
گرچه فشار فرهنگ و خردهفرهنگها منجربه برخی همانندیهای شخصیتی میشود، با این حال، هیچگاه نمیتوان همه شخصیت فرد را بر پایه دانش حاصل از گروه به محل پرورش وی شناخت. این امر دو علت دارد:
۱. اثراتی که فرهنگ بر فرد دارد یکنواخت نیست، زیرا این اثرات توسط والدین و کسان دیگری انتقال مییابد که همه آنها ارزشها و اعمال مشابهی ندارند.
۲. هر فرد تجاربی دارد که به خود او اختصاص دارد.
2- تجربههای اختصاصی
در برابر فشارهای اجتماعی هر فردی به روش خاص خود واکنش نشان میدهد.
همانطور تفاوتهای فردی رفتاری ممکن است ناشی از تفاوتهای زیستی باشد.
این تفاوتها ممکن است
الف : ناشی از پاداشها و تنبیهاتی باشد که والدین بر رفتار کودکان خود اعمال میکنند
ب : ناشی از سرمشقهائی باشد که والدین برای کودکان فراهم میآورند.
کودکان اگر شباهتی هم به والدین خود نداشته باشند باز هم تحتتأثیر آنها هستند.
پایان جلسه دوم
اردودی جهادی مشاوره(غرب کشور)